جستجو

مطالب مرتبط

نشانه‌های ضعف ایمان در نهج‌البلاغه



 

امام علی(ع) در فراز دوازدهم حکمت ۱۵۰ نهج‌البلاغه با موضوع مواعظ اخلاقی می‌فرماید :«تَغْلِبُهُ نَفْسُهُ عَلَى مَا يَظُنُّ وَ لَا يَغْلِبُهَا عَلَى مَا يَسْتَيْقِنُ» یعنی ای انسان از کسانی نباش که نفسش او را در امور دنیا به آنچه گمان دارد وادار می‌کند ولی در امور آخرت به آنچه یقین دارد بی‌اعتناست. یعنی اینکه برای رسیدن به مال، ثروت، جاه، مقام و شهوات، حتی به سراغ آن راه‌هایی می‌روند که اطمینان ندارند به نتیجه برسد و به امید اینکه شاید در نهایت به مطلوب برسند این‌ کار و هر راهی را که به ذهنشان برسد، انجام می‌دهند.

این افراد برخلاف اینکه باید سرای ابدی را نیز در نظر داشته باشند، در مورد کار آخرت با وجود اینکه خداوند وعده داده و یقین دارد که فلان عمل باعث نجات و سعادت و یا موجب بدبختی و هلاکت او می‌شود ولی به یقین خود اعتنا نمی‌کند و ما باید مراقب باشیم که گرفتار این مسائل و بی‌اعتنایی به آخرت نشویم.

در فراز سیزدهم آمده است: «يَخَافُ عَلَى غَيْرِهِ بِأَدْنَى مِنْ ذَنْبِهِ وَ يَرْجُو لِنَفْسِهِ بِأَكْثَرَ مِنْ عَمَلِهِ»، مواظب باش و از کسانی نباش که نسبت به دیگران به کمتر از گناه خود می‌ترسند و نسبت به خویشتن پیش از آنچه عمل کرده انتظار پاداش دارد. برخی همیشه گناه دیگران در نظر بزرگ و گناه خود را در نظر کوچک می‌پندارند و آن را نمی‌بینند، عیب و اشتباهاتش را نمی‌بیند و فقط روی گناهان دیگران تمرکز دارد در حالی که هرکسی باید در حد توان این اخلاق نکوهیده را از خود دور کند. برعکس اعمال نیک خود هرچند هم کوچک باشد در نظرش بزرگ است و انتظار پاداش‌های خیلی بزرگی هم دارد که این‌ها به ضعف ایمان و انحراف فکر برمی‌گردد.

در فراز چهاردهم این حکمت آمده است: «انِ اسْتَغْنَى بَطِرَ وَ فُتِنَ وَ إِنِ افْتَقَرَ قَنِطَ وَ وَهَنَ» از کسانی نباش که به هنگام بی‌نیازی مغرور و فریفته دنیا هستند و به هنگام فقر مأیوس و سست می‌شوند؛ این حالت برای افراد کم‌ظرفیت است. چون به هنگام بی‌نیازی خدا و حتی خود را فراموش می‌کنند و مال و ثروت و مقام تمام وجودشان را پر می‌کند و ارزش‌های انسانی در نظرشان بی‌رنگ و بندگی خدا را از دست می‌دهند، اما به هنگام فقر و تنگدستی یأس، ناامیدی و به دنبال آن سستی و ناتوانی همه وجودشان را فرامی‌گیرد.

خداوند در این باره در سوره هود می‌فرمایند: وَلَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ ﴿۹﴾ وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ ﴿۱۰﴾ اگر از جانب خویش رحمتی به بندگان بچشانیم و سپس آن را از او بگیریم بسیار ناامید و ناسپاس می‌شود و اگر بعد از ناراحتی و زیانی که به او رسیده نعمتی به او بدهیم به یقین می‌گوید بدی‌ها از من برطرف شده است، بنابراین غرق شادی و غفلت و فخرفروشی می‌شود. خداوند می‌فرماید که این وضعیت افراد کم‌ظرفیت و ضعیف‌الایمان است اما افراد با ایمان و باظرفیت اگر همه دنیا را هم به آن‌ها بدهی مغرور و طغیانگر نمی‌شوند و حتی اگر نقص و فقری به آن‌ها برسد ناسپاس و ناامید نخواهند شد و سستی بر آن‌ها غلبه نخواهد کرد و فرق زیادی بر احوال آن‌ها نمی‌کند.

* زهرا علمی‌فرد، مدیر مؤسسه آموزش عالی حوزوی نورالزهرا(س) زنجان