جستجو

مطالب مرتبط

اهیمت کار با کیفیت (مروری بر حکمت 278 نهج البلاغه)



بسمه تعالی

حکمت نهج 278 نهج البلاغه

قَلِيلٌ تَدُومُ عَلَيْهِ أرْجى مِنْ كَثِيرٍ مَمْلُولٍ مِنْهُ


امام(ع) فرمود:

كار كمى كه (با جدّیت) آن را ادامه دهى، اميدبخش تر از كار زياد و خسته كننده است.


***

امیرالمومنین علی(ع) در اين حکمت گهربار به نكته‌اى اشاره مى فرمايد كه بسيارى از آن غافلند، مى‌فرمايد: «كار كمى كه با نشاط و جدّیت آن را ادامه دهى، بهتر و اميدبخش‌تر از كار زياد و خسته كننده است».

واژه «أرْجى» به معناى اميدبخش‌تر، از ماده «رجاء» گرفته شده است.

بی تردید، كارى كه دوام داشته باشد، هر چند اندک باشد، اميدبخش‌تر و اثرگذارتر از كارهاى بسیاری است كه باعث خستگی فرد شده و به زودى آن را رها می‌کند.

بسيارى از مردم هنگامى كه درباره اهميت و فوايد كارى، مطلبی را مى‌شنوند (خواه آن فوايد مادى باشد يا معنوى) به سمت آن هجوم مى‌آورند، به مقدار زيادى انجام مى‌دهند.

بنابراین بعد از گذشت مدت کوتاهی، خسته و درمانده شده و درنتيجه، از آن كار سرخورده مى‌شوند و چه بسا برای ادامه آن کار، رغبت کمی پيدا مى‌كنند. در حالى كه اگر کمیت آن کار را كمتر کرده و به کیفیت آن بیشتر توجه نموده و آن را با ميل و رغبت ادامه دهد، بسيار مفيدتر خواهد بود.

كارِ گروه اول مانند رگبارى است كه از آسمان نازل شده و سيلابى راه بيفتد و همه جا را آب فرا بگيرد و مشکلاتی را برای افراد فراهم کند؛ ولى كار گروه دوم مانند باران‌هاى آرام و طولانى و مفيد است كه همه جا را آباد مى‌كند و مایه مسرت و نشاط است.

همچنین كارِ گروه اول مانند کار كسى است كه داروى شفابخشى را به مقدار زياد وبدون رعايت كميت لازم مصرف مى‌كند و به جاى درمان، دچار مسموميت مى‌شود و چه بسا براى هميشه از آن دارو بيزار شود؛ اما كار گروه دوم مانند كسى است كه آن دارو را به مقدار كم و طبق دستور پزشک به تدريج در مدت مقرر مصرف مى‌كند و بهبودى مى‌يابد.

امام علی(ع)، شبيه همين کلام را در حكمت 444 نهج البلاغه نیز فرموده است که:

«قَلِيلٌ مَدُومٌ عَلَيْهِ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرٍ مَمْلُولٍ مِنْهُ

كار كمى كه دوام يابد بهتر از كار زيادى است كه خسته كننده باشد».

همين معنا در حديث مفصلى كه مرحوم كلينى در كافى ذكر كرده، نیز آمده است. آغاز حديث چنين است: همه مردم در ايمان و عمل يكسان نيستند؛ بعضى داراى يك سهم، بعضى دو سهم و بعضى بيشترند و نبايد كسى كه توان بيشترى دارد وضع خود را بر كسى كه توان كمترى دارد تحميل كند.

سپس امام علیه السلام فرمود : براى تو مثالى ذكر مى كنم:

مردى از مسلمانان همسايه‌اى داشت كه نصرانى بود، او را به اسلام دعوت كرد و مزاياى اسلام را براى وى برشمرد، او هم پذيرفت و مسلمان شد. هنگام سحر، مرد مسلمان درِ خانه همسايه تازه مسلمان را كوفت. گفت: كيستى؟ گفت: من فلان شخص، همسايه توام. گفت: چه‌كار دارى؟ گفت : وضو بگير و لباسهايت را بپوش و همراه من بيا براى نماز صبح برويم.

او وضو گرفت و لباس پوشيد و همراه او آمد و مقدار زيادى پيش از طلوع فجر نماز خواندند. سپس صبر كردند تا صبح شد و مرد تازه مسلمان برخاست تا به خانه‌اش برگردد. رفيق مسلمانش گفت: كجا مى‌روى؟ روز كوتاه است و تا ظهر وقت زيادى نيست. آن مرد تازه مسلمان همراه همسايه مسلمانش نشست تا نماز ظهر را خواندند.

سپس به او گفت: بين ظهر و عصر نيز فاصله زيادى نيست باش تا نماز عصر را بخوانيم. مرد تازه مسلمان مى خواست به منزل خود بازگردد، به او گفت: روز به پايان رسيده بمان تا نماز مغرب را بخوانيم. بعد از نماز مغرب مى خواست به خانه‌اش برگردد گفت: يك نماز بيشتر باقى نمانده بمان تا آن را هم بخوانيم بعد به منزل مى روى. مرد تازه مسلمان نماز عشا را هم خواند؛ سپس از هم جدا شدند و هركدام به منزل خود رفتند.

هنگامى كه سحر روز بعد شد بار ديگر مرد مسلمان آمد و درِ خانه او را زد. گفت: كيستى؟ گفت : من فلان شخص هستم. گفت: چه كار دارى؟ گفت: وضو بگير ولباسهايت را بپوش برويم نماز بخوانيم:

مرد تازه مسلمان گفت: أُطْلُبْ لِهذَا الدِّينِ مَنْ هُوَ أفْرَغْ مِنّى وَأنَا إنْسانٌ مِسْكينٌ وَعَلى عَيالٌ: براى اين دين، آدم بيكارتر از من را پيدا كن. من آدم محتاجى هستم و عيال وارم و بايد دنبال كار و زندگى باشم.

امام علیه السلام در پايان فرمود: «أدْخَلَهُ فِي شَيْءٍ أخْرَجَهُ مِنْهُ؛ او را داخل اسلام كرد (اما براثر نادانى و تحميل زياد) او را از اسلام خارج ساخت».

در حقیقت این موضوع، درسى است به همه مسلمانان و به خصوص براى مبلغان و پدران و مادران كه مراقب باشند تا وظايف سنگين و به خصوص مستحباتى كه عوام مردم تحمل آن را ندارند، بر توده مردم و فرزندان تحميل نكنند و اسلام را آنگونه كه هست، دين سهل و آسان معرفى نمايند تا بتوانند بر آن تداوم يابند.

آنچه امیرالمومنین علی(ع) در اين كلام حكيمانه فرموده، در واقع برگرفته از كلام رسول خدا(ص) است كه مى فرمايد:

«إنَّ النَّفْسَ مَلُولَةٌ وَإنَّ أَحَدَكُمْ لا يَدْري ما قَدْرُ الْمُدَّةِ فَلْيَنْظُرْ مِنَ الْعِبادَةِ ما يُطِيقُ ثُمَّ لِيُداوِمْ عَلَيْهِ فَإنّ أحَبَّ الاْعْمالِ إلَى اللهِ ما يُديمُ عَلَيْهِ وَإنْ قَلَّ:

روح انسان كسل مى‌شود و شما نمى‌دانيد چه اندازه توان و تحمل داريد. بايد به سراغ عبادتى برويد كه توان آن را داريد و بر آن تداوم يابيد، زيرا محبوب‌ترين كارها عملى است كه ادامه داشته باشد، هرچند كم باشد».

همچنین این سخن حضرت تاکیدی بر یکی از مهمترین قوانین اجتماعی که همان مسئله کیفیت و کمیت در انجام کارهاست. بی شک کاری که کیفیت لازم را دارا نباشد، هر چند گسترده و وسیع هم باشد، در نظر اهل فن از جایگاه مطلوبی برخوردار نیست. اما کار با کیفیت مطلوب همگان است.