موضوع:چهار شنبه سوری

چکیده:در این پژوهش سعی شده چهارشنبه سوری و ریشه های تاریخی آن و همچنین مواردی که در سالهای اخیر  بر آن عارض شده و نا هنجاریهای حاصل از آنها در شرایط کنونی جامعه برای تامل بیشتر مورد تحقیق و نکته سنجی  بصورت مجمل و مختصر قرارگیرد.در این راستا سعی شد از مقالات صاحب نظرا ن این عرصه استفاده شود،تا بر غنای مطلب افزوده گردد.

کلید واژه:چهار شنبه، سور،جامعه، فرهنگ،روانشناسی،مذهب

واژه سور:

سور. (اِ) اوستا «سوئیریا»  (صبحگاهی ، روزانه )، پهلوی «سور»  (چاشت صبح ، طعام )، بلوچی عاریتی و دخیلی «سیر»  (عروسی ، نامزدی )، شغنی «سور»  (ضیافت جشن عروسی ). در لهجه زردشتیان ایران «سور» به معنی عروسی «مجله  پشوتن سال اول شماره  5 ص 16 ح 11». (از حاشیه برهان قاطع چ معین ).هنگامه . جشن . طوی . مهمانی . عروسی . (برهان ). مهمانی .(منتهی الارب ). مهمانی و جشن و عروسی و مانند آن . (فرهنگ رشیدی ). جشن . شادی . عروسی . (غیاث ) :
سوری تو جهان را بدل ماتم سوری
زیرا که جهان را بدل ماتم سوری [1].

 

چهار شنبه سوری:

چهارشنبه سوری .[ چ َ / چ ِ شَم ْ ب َ / ب ِ ] (اِ مرکب ) جشنی که در غروب سه شنبه  آخر سال شمسی برپا دارند و آتش افروزند و بر آن به جهیدن گذرند برای رسیدن به سعادت و سلامت درسال نو. کُلَه چهارشنبه . رجوع به چارشنبه سوری شود[2].
جشن چهار شنبه سوری که اینک در شب چهار شنبه آخر سال با مراسم و تشریفات و آداب  و سنن ویژه ای برگزار می شود، یکی از جشنهای بسار پر طول و تفصیل و سر شار از مراسم و شعایر است....[3]

این جشن عبارت بوده از جشن آغاز پنجه یا جشن پیشگامی در مورد ارواح در گذشتگان و فَرو شیان.[4]

 

اسناد تاریخی:

این جشن بسیار قدیم است برای اثبات این موضوع چند شاهد می آوریم:

 

 

 

در میان آریایی ها آتش مقام ارجمند داشت از مراسم دلپذیر جشن ها آتش افروزی و شادی در کنار توده های فروزان بود. برای بدرود با سالی که آخرین روزها را می گذراند و برای استقبال از مقدم سالی که در پیش است از دیر باز هموطنان ما مراسمی برگزار می کردند. که به جشن چهارشنبه ای آخر سال "چهارشنبه سوری" نام برده شده است. بدون شک چهارشنبه سوری از جشن های ملی ماست که از قرن ها پیش مراسم آن برگزار می شده و از سنت های باستانی ملت ایران بشمار می رود ولی بطور قطع نمی توان گفت که از چه تاریخی آیین چهارشنبه سوری برپا می شده است و مناسبت تاریخی آن چیست؟ آن چه ظاهراً استنباط می شود این است که این جشن به دنبال سده "که جشن آتش افروزان بوده" برگزار می شده و برای ابراز شادمانی از سالی که به خوشی گذشته و نیک بینی و امیدواری نسبت به  سالی که می آید اقوام آریایی به شادی و سرور و پای کوبی و دست افشانی برمی خواستند و از اضافه کلمه سور به چهارشنبه به روشنی پیداست که چهارشنبه سوری جشن عیش و نشاط و عشرت و شادمانی بوده است از همان زمانهای قدیم این جشن در میان کلیه ملل آریایی نژاد برپا می شده است ولی چون نژاد ایرانی در نگهبانی سنت های باستانی خود دلبستگی بیشتری نشان می داده است این جشن هم اکنون نیز در یان کلیه طوایف ایرانی و در سراسر خاک ایران برگزار می شود. اگر چه در بعضی ار نقاط کشور تشریفات خاصی دارد که با آیین دیگر جاها کم و بیش تفاوت دارد ولی آنچه در میان کلیه ساکنان این سرزمین وجود دارد آتش افروزی و جهیدن ازروی آن است. که  در همه جا یکسان عمل می شود. 

پیش از اسلام واژه های شنبه ، یک شنبه ، جمعه و هفته وجود نداشت و ایرانیان برای روزهای ماه از نام امشاسپندان و فرشته گان استفاده می کردند مثل هورمزد روز ، اسپندار مذ و زامیاد و غیره. اطلاق لفظ چهارشنبه برای این جشن دقیقاً معلوم نیست. جشن سوری عبارت بود از روشن کردن آتش زیر آتش را مظهر پاکی می دانستند و آن را مقدس می شمردند. 

 

 

 

 آخرین سه شنبه آخرسال را شب چهارشنبه سوری می گویند شبی که در این روزگار فقط بوته سوزانی از آن باقی مانده است. قدیمی ها به شب چهارشنبه سوری اعتقاد بسیار داشتند و به جا آوردن سنت ها را لازم می دانستند بنابراین حرمت آن شب در میان ایرانیان ملحوظ بوده است.

از عصر آخرین سه شنبه سال شهر ها و روستاها برای برگزاری مراسم چهارشنبه سوری آماده می شوند. بوته فروشان با بارهای بوته برای فروش در گذرگاهها و کوچه ها مستقر می شوند تا بوته های خود را به مردمی که با شوق و شور آماده برگزاری این جشن هستند بفروشند.

شعله های آتش در شب چهارشنبه سوری باید حتماً از بوته های صحرایی بوده باشد زیرا بوته های بیابان گیاهان خودروئی با خواص درمانی و طبی هستند . بنابراین فلسفه انتخاب بوته و آتش زدن و پریدن از روی شعله آن برای میلیون ها ایرانی روشن می شود.

هنگامی که این بوته ها شعله می کشند بخور آن همراه با حرارت آتش به هوا می رود و شخص جهنده در معرض این بخور قرار می گیرد و معنی ورد بخصوص (سرخی تو از من - زردی من از تو) مصداق پیدا می کند و شخص مریض با پریدن از روی شعله بوته ها بخور شفا بخش را استنشاق می کند و با تلقین این که امروز چهارشنبه سوری است و این شعله خاصیت درمانی دارد حالش خوب می شود و رو به بهبودی می رود و دیگر خاصیت آن نشاط و شادمانی است که از جهیدن از روی شعله ایجاد می شود و بسیار لذت بخش می باشد.

استفاده از ترقه ، فشفشه ... نیز در آن شب به این شور و اشتیاق دامن میزند ولی قابل ذکر است که این گونه وسایل باید به وسیله اهل فن تهیه شده در اختیار مردم قرار گیرد تا خدای نخواسته موجبات ضرر و زیان های جبران ناپذیر برای مردم نباشد.

یکی دیگر از سنتهای چهارشنبه سوری که بسیار رایج است فال گوش ایستادن است. در آن شب برخی از مردم برای آگاهی از سرنوشت و پیش آمدهای سال آینده خود به فال گوش می ایستند و به شنیدن حرفهای رهگذران گوش می سپارند اگر صحبت از پول و سفر و زیارت و عروسی و مطالب دلنواز و امیدبخشی از این دست باشد آن را به فال نیک گرفته سال جدید را سالی پربرکت و پربار برای خود پیش بینی می کنند و اگر کلمات مایوس کننده و ناهنجاری بشنوند سال آتی را نحس و نامبارک تلقی می کنند.

یکی دیگر از سنت های شب چهارشنبه رفتن به در خان همسایه با پیاله مسی و قاشق چوبی و پراختن به قاشق زنی است. آتش افروزی ایرانیان در پیشاپیش نوروز از آیین های ایران باستان اسن. همه جشنهای باستانیبا آتش که فروغ ایزدی است استقبال می شود تا نحوست و پلیدی برکنار  شوند.

آن چنان که در "اوستا" آمده فروردین "جشن نوروز" هنگامی است که فروهرهای نیاکان از برای سرکشی بازماندگان از آسمان فرود آیند و "ده شبانه روز" در خانمان پیشین خود به سربرند. این ده روز همان آخرین پنج روزاز آخرین ماه سال و پنج روزی است که به سال می افزودند تا سال خورشیدی درست دارای 365 روز باشذ با این حساب ملاحظه شد که سال کهنه تمام شده و سال جدید هم نیامده است و پنج روز در این میان معلق مانده . این پنج روز را م داخل جشن نوروز کرده عید می گرفتند.

این همان پنج روزی است که به آن پنجه یا پنجه دزدیده یا خمسه مسترقه یا اندرگاه می گفتند اما سوری که به جای جشن بکار رفته به این واژه چندین بار در اوستا بر می خوریم.

در آداب چهارشنبه سوری چنانکه گذشت در بیشتر مناطق عصر و پیش از غروب بوته های آتش راه می اندازند و می افروزند و ترانهمعروف زردی من از تو ، سرخی تو از من  را می خوانند و خاکستر را در آب می ریزند و شب شام مفصلی می پزند و آجیل مخصوص می خورند و شادی می کنند.

 

 

 

اما در آذربایجان از سه چهارشنبه جلوتر به استقبال چهارشنبه سوری می روند و آداب صبح چهارشنبه سوری نیز شامل قیچی کردن آب ، چیدن ناخن ، آوردن آب چهارشنبه سوری در سبوها و کوزه های نو و پریدن از روی آب و... می باشد[5].

 

سعید نفیسی:

 

چهارشنبه سوری یعنی چهارشنبه عیش و عشرت و میرساند که این شب را برای جشن و سرور بنیاد گذاشته اند. این جشن ملی از قدیمترین زمانهای تاریخ در میان ایرانیان بوده است ... شب چهارشنبه سوری در ایران آئین خاص و تشریفات گوناگون دارد که هر یک از آنها را در ناحیه دیگر میتوان یافت .آئین چهارشنبه سوری یا شب چهارشنبه آخر سال بر دو قسم است یک قسمت از آن عمومی و مشترک میان تمام مردم ایران است که حتی بعضی از آنها را در ملل دیگر نژاد آریا میتوان یافت و قسمت دیگر آئین خصوصی است که مردم تهران بدعت گذاشته اند و از اینجا کم و بیش بشهرهای دیگر ایران رفته است . آن قسمت از آئین این شب که درتمام ایران معمول است از کرمان گرفته تا آذربایجان و از خراسان تا خوزستان و از گیلان تا فارس یعنی تمام این دشت وسیع که ایران امروز را فراهم ساخته است و زیباترین بقایای ایران باستانی است در هر شب چهارشنبه آخر سال با شور و دلبستگی خاصی آشکار میشود تمام مردم آذربایجان چه در شهر و چه در ده ها در آن شرکت دارند و حتی هنوز در میان مردم قفقاز معمول است . ایرانیانی که از دیار خود دور افتاده اند نیز آن را فراموش نمیکنند و ایرانیان مقیم ترکیه و مصر و هندوستان نیز در جامعه خود این رسوم و آداب را معمول میدارند.
توپ مروارید: در میدان ارک طهران توپ کهن سالی بود که مدت صد سال بر فراز صفه ای جاگرفته بود و چون پیران زمین گیر از جای خود نمی جنبید - شبهای چهارشنبه سوری زنان و دخترانی که حاجتی داشتند مخصوصاً آن زنانی که در آرزوی شوی بودند از آن توپ بالا میرفتند و بر فراز آن دمی می نشستند و از زیر آن میگذشتند و در برآورده شدن آرزوی خود شک نداشتند و بچه های شیرخوار را که به اصطلاح «نحسی » میکردند یا ریسه میرفتند از زیر توپ مروارید و سر در نقاره خانه میگذراندند. این توپ را توپ مروارید مینامیدند و افسانه های گوناگون در حق آن میگفتند.
آتش افروختن : زیباترین و شاید قدیمترین آداب چهارشنبه سوری آتش افروختن و جستن از آن و شادی کردن در کنارآتش است ....
اینک تقریباً در تمام ایران شب چهارشنبه سوری توده هایی از بوته خودروی بیابانی فراهم می آورند و نزدیک یکدیگر قرار میدهند زن و مرد و پیر و جوان در صحن خانه یا در میدانهای عمومی و بر سر چهارسوها و چهارراههای شهر و ده از روی این اخگرهای افروخته یکی پس از دیگری جستن میکنند و در هر جستنی میگویند: «زردی من از تو سرخی تو از من » یعنی زردی بیماری و ناتوانی را از من بستان و سرخی و شادابی و تندرستی را که در خود داری بمن ببخش » پس از سوخته شدن خاکستری را که از آتش میماند باید در خاک اندازی جمع کنند و از خانه بیرون برند ودر کنار دیوار بریزند و آنکس که بیرون ریخته است در بازگشت در میزند باید از درون خانه از او بپرسند: «کیست ؟ » و او هم جواب دهد; «منم » گویند: «از کجاآمده ای ؟ » جواب دهد که : «از عروسی » بپرسند: «چه آورده ای ؟ » گوید: «تندرستی ».

کوزه شکستن : مردم طهران تا چند سال پیش که از سر در نقاره خانه بالا میرفتند کوزه ای آب ندیده با خود میبردند و ازآنجا بزمین می افکندند و میشکستند و کسانی که بدانجادسترس نداشتند از بام خویش کوزه را بزمین می افکندنداینکار در بسیاری از نقاط ایران معمول است و عقیده دارند که بلاها و قضاهای بد را در کوزه متراکم کرده اند و چون بشکنند آن قضا و آن بلا دفع شود...
آجیل : در شب چهارشنبه سوری آجیل خوردن از رسوم و آداب مخصوص است و مخصوصاً بایستی آجیل شور و شیرین باشد... در میان زنان ایران در شب چهارشنبه سوری و حتی مواقع دیگری که کسی را مشکلی در پیش باشد و استجابت مرادی را بخواهد آجیل مخصوصی با آداب و حضور قلب خاصی معمول است که نذر میکنند و داستان شیرینی برای ابتکار آن میگویند...
آجیل مشکل گشا از آداب خاص شب چهارشنبه سوری نیست ولی کسانی که بدان اعتقاد کامل دارند گذشته از آنکه شب جمعه آخر هر ماه بدان عمل میکنند شب چهارشنبه سوری نیز به آداب آن میپردازند.
فالگوش : کسانی که حاجتی دارند شب چهارشنبه سوری نیت میکنند و بر سر چهارراهی یا اگر چهارراه نبود بر سر رهگذری به فالگوش میایستند و نخستین عابری را که گذشت بسخن او توجه میکنند و هر چه از دهان او برون آمد در استجابت مقصود خود به فال نیک یا به فال بد میگیرند اگر آن نخستین سخن به اجابت آرزوی صاحب حاجت مطابق باشد آن آرزوی برآورده است و گرنه برآورده نیست . همین فال را ممکن است بر پشت در خانه ای یا در اطاقی گرفت و باید آهسته بپشت درآمد و بی آنکه کسانی که اندرون خانه یا اطاقند بدانند که کسی بر درایستاده است گوش فراداد و اولین سخنی را که گفته میشود در اجابت مقصود خود یا ناروا ماندن آن فال گرفت .
گره گشایی : کسانی که بخت ایشان گره خورده و عقده ای در کارشان روی داده است چاره ای جز آن ندارند که شب چهارشنبه سوری گوشه دستمالی یا چارقدی یا گوشه دیگر از جامه خود و یا پارچه ای را گره زنند و بر سر راهی بایستند و از اولین کسی که بر ایشان گذشت خواستار شوند که آن گره را بدست خود بگشاید ممکن است قفلی را بر پارچه یا دستمال و یا گوشه ای از جامه بست و بر سر راه ایستاد و کلیدآن را به نخستین کسی که از راه میگذرد داد که با آن کلید قفل را بگشاید و عقده از کار فروبسته آن درمانده باز کند.
دفع چشم زخم و بخت گشایی : برای بخت گشایی در شب چهارشنبه سوری تدابیری معمول است و از همه شگفت تر آن است که به دبّاغ خانه میروند و از آب دباغ خانه اندکی برمیدارند و با خود بخانه می آورند و برای گشوده شدن بخت بر سر میریزند.
کندر و خوشبو: یکی از آداب چهارشنبه سوری آن است که زنان بر در دکان عطاری میروند و از او «کندر وشابرای کارگشا» میخواهند و تا عطار برود بیاورد فرار میکنند این دکان باید رو بقبله باشد سپس بدکان دیگری که رو بقبله باشد میروند و «خوشبو» میخواهند که مراد اسفند است و چون عطار پی آن برود باز میگریزند و سپس بدکان سومی که رو بقبله باشد میروند و مقداری کندر و اسفند میخرند و در خانه برای دفع چشم زخم و حل مشکل خود دود میکنند.
قلیا سودن : یکی از وسایل دفع جادودر شب چهارشنبه سوری قلیا سودن است اندکی قلیای خشک در هاون برنجین کوچکی میریزند و هفت دختر نابالغ دسته میزنند و با آب میسایند و بر آن بول میکنند و آن آب را در چهارگوشه صحن خانه ای که آن را جادو کرده اندمیریزند و یقین دارند که بهمین تدبیر جادو باطل میشود.
آش بیمار: در خانه ای که بیماری باشد شب چهارشنبه سوری باید در شفای او کوشید که بیماری او بسال دیگر نرسد برای این کار آشی میپزند که در میان زنان به اسم «آش بیمار» یا «آش امام زین العابدین بیمار» معروف است باید بادیه مسین بدست گرفت و با قاشق بدرخانه ای یا به در اطاق همسایه رفت و چنانکه او نداند که این خواهش از جانب کیست با آن قاشق بر آن ظرف مسین کوبید و صاحب خانه یا اطاق وجداناً مکلف است که چیزی که بتوان در آش ریخت مانند آرد یا برنج یا غلات و بنشن و پیاز و هر چه از این قبیل در خانه موجود باشد و اگر نیست چند شاهی پول در آن ظرف بریزد. هر چه در ظرف ریخته میشود باید در ترکیب آش داخل شود و اگر پول در آن ظرف دریوزه گری ریختند با آن پول باید لوازم آش را تدارک دیده و از آن آش بیمار را داد و بازمانده آن رابه تهی دستان رهگذر داد و همین آش هر دردی را شفا می بخشد.
فال گرفتن با بولونی : یکی از شیرین ترین آداب چهارشنبه سوری که بیشتر جنبه بازی و تفریح گوارایی دارد فال گرفتن با بولونی است . بولونی کوزه دهان گشاد کوچکی است که درخانه های ما فراوان است و در آن ادویه خشک یا ترشی و مربا و غیره میریزند زنان و دختران جوان گرد یکدیگر جمع میشوند و کوزه ای را می آورند هر کس هر چه همراه خود دارد و نشانه ای از او بشمار میرود در آن بولونی می اندازد و اشعار مختلف در وصف الحال که بتوان بدان تفال کرد بر قطعه های کاغذ مینویسند و تا کرده در بولونی میاندازند سپس دختر نابالغی را میخوانند و اودست در بولونی میکند و پاره ای کاغذ را بیرون می آوردو یکی از حاضران شعری را که بر آن نوشته است میخواند سپس همان دختر یکی از آن اشیاء را بیرون می آورد و ارائه میدهد و آن شعر که خوانده شده است فالی است که در حق صاحب آن نشانی زده اند در اصفهان یک سرمه دان ویک آئینه کوچک نیز علاوه بر آن اشیاء در بولونی میاندازند و با دیوان حافظ تفال میکنند یعنی هر چیزی که از بولونی بیرون آمد برای صاحب آن فالی از دیوان حافظ میزنند.

در زنجان : آتش افروختن ، فالگوش و کوزه شکستن معمول است و در کوزه شکستن اختصاصی که مردم زنجان دارند این است که پولی با آب در کوزه میاندازند و ازبام زیر میافکنند. دیگر از خصوصیات مردم زنجان این است که دخترانی را که میخواهند زودتر شوهر بدهند به آب انبار میبرند و هفت گره بر جامه ایشان میزنند و پسران نابالغ باید آن هفت گره را بگشایند. یکی از آداب دیگر مردم زنجان این است که از روزنه بخاریها یااجاقهای خانه طنابی داخل اطاق میکنند و بوسیله آن طناب چیزی طلب میکنند صاحب اطاق مکلف است اولین چیزی که در دسترس او بود بر طناب ببندد و چون طناب را بالا کشیدند بوسیله آن چیزی که بر طناب بسته اند فال میگیرند مثلاً اگر جاروبی بر طناب بسته باشند از آن فال بد میگیرند که خانه خراب خواهد شد و خانه ایشان راجاروب خواهند کرد و اگر پاره نانی ببندند فالی نیک میگیرند که وفور نعمت خواهد بود و اگر شیرینی به طناب ببندند نشانه شیرین کامی است [6].

ابو منصور نَر شَحی(مورخ سده سوم):

 

((.... و چون امیر سدید  منصور ابن نوح به ملک بنشست اند ماه شوال سال سیصد پنجاه به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای ها  بار دیگر عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر آز آن به حاصل کردند. آنگاه امیر سدید به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوری چنانکه عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند. پارهای آتش بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت و امیر سدید هم در شب به جوی مولیان رفت...))[7]

در کرمان شب جهار شنبه سوری معروف است به شب چار شنبو .پسین سه شنبه آخر ماه صفر که شب چهار شنبه سور باشد ، چند نفر زن جمع می شوند و ظرف را از آب پر می کنند و هرکدام یک انگشتری درون آن می اندازند و زیر درخت سبزی می اندازنند ، و زیر درخت سبزی می گذارند . شب که شد دختری نا بالغ که عروس نشده باشد (باکره باشد)حاضر می کنند و ظرف را زیر لباس او می گیرند و صاحبان انگشتر ها دور او جمع می شوند. دختر یک انگشتر از توی ظرف در می اورد و دزر دستش پنهان می کند و شعری می کند و شعری می خواند و شعری می خواند. بعد دستش را باز می کند . انگشتر مال هر کس که باشد ، آن شعر فال می شود و این برای همه انگشتر ها تکرار می شود، و این نوع فال در کرمان  بعنوان شب چهاز شنبو شناخته می شود.[8]
جایگاه جشن چهار شنبه سوری  نزد ایرانیان:

 

ذکر این نکته ضروری است که آتش نزد ایرانیان پاک کننده و محترم بوده است:

 

((آتش د رنظر ایرانیان  مظهر  روشنی ، پاکی ، طراوت ، سازندگی ، زندگی ، سلامت و تندرستی و در نهایت مظهر خداوند است. بیماریها و بدی ها  و همه آفات  و بلایا در عرصه تاریکی و ظلمت مآوا و جای دارند .به همین جهت است که اهریمن مظهر تاریکی و ظلمت –و یا تیرگی و تاریکی است و جلوه گاه اهریمن است.به اعتقاد ایرانیان هرگاه آتش افروخته شود ، بیماری ، فقر، بد بختی ، ناکامی و همه بدیها  و زشتی ها محو و ناپدید می شوند..))[9]

همچنین:

(( .. در جشن چهار شنبه سوری از روی شعله آتش جستن و نا سزایی چون سرخی تو از من و زردی من از تو گفتن از روزگارانی است که دیگر ایرانیان مانند نیاکان خود آتش را نماینده فروغ ایزدی نمی دانستند[10]

((در ایران باستان خرید نوروزی همچو آینه، کوزه و اسپند را از چهارشنبه بازار فراهم می‌کردند. بازار در این شب چراغانی و زیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بود و خرید هر کدام هم آیین ویژه ای را نوید می داد. شاید جشن شب چهارشنبه سرچشمه از چهارشنبه بازار دارد.
نخستین و کهن ‌ترین نسکی (کتابی) که در آن نام چنین آتش ‌افروزی آورده شده است، "تاریخ بخارا" نوشته ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی است، ولی در آن نامی از زمان برگزاری جشن آورده نشده است، ولی گزاره "هنوز سال تمام نشده بود" و نیز "شب سوری" آمده است.
دومین نوشتار کهن که نام جشن چارشنبه ‌سوری را می آورد، شاهنامه فردوسی در سرگذشت سردار دلیر ایران، بهرام چوبینه است. ولی چرا چهارشنبه؟

بشد چارشنبه هم از بامداد    بدان  باغ  که  امروز  باشیم  شاد
...
ز جیهون همی آتش افروختند       زمین و هوا را همی سوختند))[11]

 

مراسمات چهارشنبه سوری:

لورک یا آجیل مشکل گشا:

 یکی از مراسمات بسیار مورد توجه شب چهار شنبه سوری ، تشریفات فراهم آوردن آجیل مشکل گشا می باشد.این آجیل وجهی تمثیلی دارد.هرکس که مشکل و گرفتاری داشته باشد باتشریفاتی این آجیل هفت مغز را تهیه و به عنوان نذر و فدیه میان دیگران پخش می کند[12].

فال گوش یا فال کوزه:

فال کوزه و فالگوش ایستادن نیز امروزه ، جای پایی مشخص در گذشته دارد.........فال کوزه که در شب چهار شنبه سوری با مراسمو تشریفاتی برگزار شده و آن آگاه شدن از سرنوشت و آینده ، با تمسک به اشعار و تفأل است، هنوز به صورتی بسیار همانندمیان زرتشتیان مرسوم است.[13]

اهدای آجیل و شیرینی در شب جشن سوری:

در آذر بایجان رسم کجاوه اندازی و در رستاهای نزدیک تهران رسم شال اندازی در شب های نزدیک عید نوروز و در شب چهار شنبه سوری کنایه از نیاز و فدیه به فروهرهاست.....[14]

چهار شنبه سوری در سروستان:

در غروب آخرین چهارشنبه سال، مراسمی بسار ساده برپا می شود.به این ترتیب که توی کوچه ها،میدانها، و اغلب خانه ها خرمنهای خار و گون آماده رابا شعله آتش می افروزند و همه با سرور شادی از کوچک و بزرگ از روی آن می پرند و با هر پرسشی این شعر را می خوانن: ها جنگ شیر،ها جنگ شیر/بالا بی شین،پایین بی شین،خود شیر اومد رسید

یا: سرخی تو از من زردی من از تو[15]

چهار شنبه سوری در کردستان:

از ظهر روز سه‌شنبه آخر سال جنب و جوشی که مقدمه اجرای مراسم است در میان زنان، دختران، اطفال و گاهی نیز تعدادی از مردهای جوان و میان سال بچشم میخورد. شیوه تدارک برای اجرای مراسم آنقدر گویا است که اگر کسی از تقویم روز هم بی اطلاع باشد، از قرائن می فهمد که شب چهارشنبه سوری است.

در حدود ساعت3 2 بعد از ظهر از محله‌های شهر دسته دسته زنان و دختران و بچه‌ها که همه لباس‌های تازه و پر زرق و برق پوشیده و در حد متداول آرایش یا بهتر گفته شود سرخ آب سفید‌آبی کرده‌اند راهی دباغخانه ( بان دواخانه ) میشوند.دباغخانه در پائین شهر در محلی که یک نهر از کنار آن می گذدر ، واقع است ( همانطور که از مفهومش پیداست دباغخانه کارگاهی است که چرم خام گوسفندان و حیوانات را در آنجا دباغی می کند. از قدیم مرسوم بوده است که این قبیل کارگاهها از جهت حفظ بهداشت عمومی در خارج از شهر باشد تا فاضل آب حاصل از کار دباغی در منطقه مسکونی جاری نشود).

هر کدام از زنان و دختران دم بخت یک تخم مرغ و یک شیشه خالی یا ظرف سفالی خای همراه میبرند و در منطقه وسیعی که اطراف آن را باغات (گریاشان) در بر گرفته و نهر بزرگی از وسط آن می گذرد پراکنده شده و بعد هر کسی سعی دارد خود را به مجرای خروجی فاضل آب دباغخانه ( البته فرض از فاضل آب: همان آب است که از حوضچه‌های مخصوص دباغی چرم خارج میشود) برساند که در نتیجه سر و صدا و بیا و برو و قیل و قال برپا میشود. وقتی این سرو صدا و ازدحام با انواع چادرهای گل گلی در می آمیزد ، از دور منظره بسیار جالبی را به وجود می آورد.

هر یک از دختران بمحض رسیدن به محل مورد نظر و دسترسی به آب خروجی دباغخانه تخم مرغی را که همراه آورده، سرشکن میکندو پس از ریختن سفیده و خوردن زردة خام آن ، با همان پوسته تخم مرغ که در حال بصورت یک فنجان کوچک قابل استفاده است، دو سه بار ( در حالی که زیر لب هر کس به فراخور آمالش نیت میکند) از آب مورد نظر بر میدارد به سر و صورت و موها و لباس‌هایش می پاشد. پس از آن شیشة خالی را که همراه آورده از همان آب دباغخانه پر و محل را برای دیگران که قیل و قالشان به هوا بلند است خالی می کنند.

تا اینجا کار دباغخانه این یکنفر یا چند نفر که با هم هستند خاتمه پیدا کرده ولی هنوز مراسم ادامه دارد.

دخترها در هیاهوی شادمانه‌ای بقول خودشان: « خوش و بش» که معادل اصطلاحی فارسی آن { گل بگو گل بشنو میشود( خوش بمعنای اصلی و بش مهمل آن است)} میکنند.

اگر کسی به صحبتهایشان گوش بدهد این کلمات را خواهد شنید: « خواهر بلا دور ، از نحوست بدور، بخت باز، دلت شاد، از چشم بد و جادوی بدان در امان، چشم حسود کور»‌و این زمزمه‌ها بصورت نجوای گنگ و پر طنینی در فضا به موج میافتد. هر چند نفر که با هم آمده‌اند جمع میشوند و دسته دسته بدون قاعده و بطور عادی راهی خانه‌هایشان میشوند. بر خلاف عرف مسلم در این روز هیچکس به دوستانش تعارف نمی کند که بمنزل او برود. چون همگی در جریان اند که در این روز نباید کسی نحوست چهارشنبه آخر سال را با خود به خانه دیگری ببرد.

هر کس پس از رسیدن بمنزل فوراً آب دباغخانه را که در بطری همراه آورده است ، در حاشیه اطاقها و کنار فرش و اثاثه منزل و مخصوصاً پاشنه درها می پاشد و نیت می کند که : تمام بلایا و نحوست اعم از فقر و مرض و پریشانی و بدشانسی و از خانه و کاشانه ما دور شود.[16]

 

مراسم چهارشنبه سوری در خراسان:

آتش افروزی:

در سراسر خطه پهناور خراسان ، با کم و بیش اختلاف ،مراسم چهار شنبه سوری برگزار می شود.البته در شهرها و روستاها اندک اختلافی در سنتها و عقائد و ترانه ها وجود دارد.[17]

کوزه شکنی:

پس از مراسم آتش افروزی ، برای دفع قضا و بلا ، مقداری ذغال (که نشانه سیاه بختی است) و اندکی نمک (که نشانه شور چشمی  است) و یک سکه کم بها در کوزه سفالینی گه پیش از آن برای این کار تهیه کرده اندو هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر می چرخاند  و نفر آخر آن کوزه را به بالای بام می برد و از آنجا به میان کوچه پرتاب کرده و می گوید: درد و بلای خنه ره رختم به توی کوچه( درد و بلای خانه را ریختم توی کوچه)و به این طریق سیاه بختی و شور بختی و تنگدستی را از خانه خود دور می سازد[18].

آجیل مخصوص:

پس از مراسم کوزه شکنی ، اهل خانه گرد هم آمده و شادی می کنند و شیرینی  و تنقلات می خورند.آجیل شیرین ویژه مراسم مخصوص است که عبارت است از :انجیر ، کشمش ، خرما ، توت خشک ،فندق ، پسته ، بادم خام  و امثال آنها  و معتقدند که خوردن آجیل شیرین و بی نمک ، موجب شگون است.[19]

آش نذری:

این مراسم مخصوص خانمهاست[20]

این مراسم باستانی در تهران ، زنجان، تبریز ارومیه با آداب خاصی و مخصوص به آن شهرها انجام می شود[21]

گزارش باستانی در مورد چهار شنبه سوری:

او لئاریوس سفر نامه خود را به سال 1654(1074هجری قمری)در دوران شاه صفی از شاهان صفویه نوشته است.[22]

 

ارتباط با قیام مختار

 یکی دیگر از حدس هایی که برای چگونگی انتقال جشن سوری به شب چهار شنبه  می تواند ارتباط آن با مختار سردار شیعه عرب است که به خون‌خواهی شهدای کربلا که به نا حق در کربلا توسط لشکر یزید با شهید شده بودند، قیام می کند .

گفته شده مختار پس از واقعه عاشورا و پس از آنکه از زندان آزاد می شود ، به خون‌خواهی شهدای کربلا بر می خیزد .

آنگاه برای آنکه مخالف را از موافق تشخیص دهد و بر کفتار ها بتازد فرمان داد تا شیعیان راستین آن حضرت بر بام خانه ها آتش بیفروزند ، شب آن فرمان مصادف بوده با شب چهار شنبه  آخر سال .

یکی از حدس ها نیز این است که شاید به این دلیل بوده که از آن پس مردم ایران که دوستدار اهل بیت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و حضرت سیدالشهدا هستند ، آن شب را پاس می دارند و به یاد آن شب چهار شنبه سوری را با جشن سوری همزمان جشن می گیرند ، که در آن شب دوستداران واقعی حضرت سید الشهدا شناخته شدند[23] .

 

سه حدس برای تعیین زمان اصلی جشن سوری در ایران باستان

نخستین و کهن‌ترین کتابی که در آن به چنین آتش‌افروزی اشاره شده است، کتاب «تاریخ بخارا» نوشته ابوبکر محمد بن جعفر نَـرشَـخی (۳۵۸- ۲۸۶ ق) است. در این کتاب که به نام «مزارات بخارا» نیز شناخته می‌شود، واقعه‌ای به شرح زیر از میانه سده چهارم و زمان «منصور بن نوح سامانی» نقل شده است:

” . . . و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هر چه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آنگاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون «شبِ سوری» چنانکه «عادت قدیم» است، آتشی عظیم افروختند. پاره‌ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.[24]

 

آقای ابراهیم انواری مطلبی را در مورد تعیین زمان اصلی جشن سوری در ایام باستان در مقاله خود آورده اند که ما منابع آن را بررسی کردیم و به کتب دیگر هم رجوع کردیم  و آن راصحیح یافتیم که به همیمن دلیل آنرا در اینجا آوردیم[25]:



به طور تحقیق میتوان تاریخ برگزاری شب سوری را در ایران باستان از سه مرحله بیرون ندانست یا در شب بیست

و ششم از ماه اسفند ، یعنی در نخستین شب از پنجه کوچک (از بیست وششم اسفند تا سی ام می باشد ) یا نخستین شب از ده شب و روز فروردگان ( شاید همان عید نوروز باشد ، این جشن پیش از زرتشت نیز در ایران شرقی رواج داشته هنگام اصلی آن پنج روز کبیسه یا پنجه دزیده یا اندرگاه است) قرار دارد ، یا در اولین شب پنجه بزرگ یا پنجه وه ( پنج روز آخر سال است ) که پنج روز کبیسه است و نخستین شب و روز جشن همسپتمدم Hamaspatmadam و آخرین گهنبار محسوب میشود دانست .

و یا در آخرین شب سال قرار دارد که جشن اصلی همسپتدم و‌آخرین گهنبار( در واقع گهنبار ها شش فصل نا متساوی و شش تقسیم سال به شمار می روند که بر اساس زندگی جوامع دامدار و کشاورز این چنین تقسیم به وجود آمده است )

البته این تقسیم بندی مختص به آیین زرتشتی نیست ، چه پیش از زرتشت نیز در ایران و هند چنین گاهنبار هایی وجود داشته که با خواندن سرود ها و ادعیه های ویژه مذهبی و نماز برگزار میشده )(14) و جشن آفرینش انسان است .

گهنبار مواقع آفرینش و خلقت زمین است در کل شش گهنبار عبارتند از :

1: میدیوزرم

Midyuzarm- 2: میدیوشم

 – Midyushcm 3: پیتی شهیم –

Pityshahim 4 : ایاترم

 – Ayathcrm 5: میدیارم

 – Midyarem 6 : همسپتمدم - Hamaspatmadam و این شش با احتساب تاریخ فعلی به ترتیب :


1 : از یازده تا پانزدهم اردیبهشت ماه


2: از یازدهم تا پانزدهم تیر ماه


3 : از بیست و شش تا سی شهریور ماه


4 : ازبیست و شش تا سی مهرماه


5 : از ده تا چهار ده دی ماه


6 : از بیست و پنج تا آخر اسفند ماه )

آیا پریدن از روی آتش عمل توهین‌آمیز به آتش نیست؟

پاسخ استاد رضا مرادی غیاث آبادی به این سئوال[26]

آداب و رسوم مردمان، گوناگون است و ممکن است هر باوری از دید دیگران عملی نادرست دانسته شود. در نتیجه هنگامی می‌توان کاری را توهین‌آمیز خواند که مجری آن آهنگ توهین داشته باشد. هم‌میهنان ما هیچکدام از اینکار، چنین قصدی را ندارند و پریدن از روی آتش، بگونه‌ای نمادین برای زدودن و سوزاندن بدی‌های هر شخص انجام می‌شود و مردمان خواسته‌اند تا با اینکار، آتش به آنان پاکی و تازگی هدیه کند. اما آنچه به گمان من نادرست‌تر است، کارهای ناهنجاری است که امروزه متداول شده و عملاً چارشنبه‌سوری را به شب تباهی و آلودگی شهرها کشانده است. آیینی که نیاکان ما برای پاکیزگی زیست‌بوم خود انجام می‌داده‌اند، ما همان کار را برای تباهی و آلودگی آن انجام می‌دهیم. بویژه که اخیراً کسانی کوشش کرده‌اند تا با توزیع مواد منفجره و ترغیب غیرمستقیم کودکان و نوجوانان به استفاده فراگیر از آن، آسیبی جدی به این جشن کهن و شادی‌بخش ایرانی وارد کنند.

چهار شنبه سوری در نظر علما ء و مراجع:

مطالبی در مقاله  جناب آقای عسگری در این باره آمده که بعلت مستند بودن  عینا می آوریم:

نظر فقها و مراجع معظم:

حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای؛

 نظر جنابعالى درباره چهار شنبه سوری چیست؟ جواب: علاوه بر آنکه هیچ مبناى شرعى ندارد، مستلزم ضرر و فساد زیادى است که مناسب است از آنها اجتناب شود.

 

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی:

 منفعت حاصل از خرید و فروش مواد محترقه حرام است.

 

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی با تأکید بر اینکه چهار شنبه سوری یک مراسم خرافی برگرفته از آیین غلط گذشتگان است و در فرهنگ اسلامی هیچ جایگاهی ندارد، یادآور شد: باید سنت هایی چون دید و بازدید، صله رحم، کمک به دیگران ترویج شود و نباید تسلیم سنت های خرافی گذشتگان شویم. خرید و فروش، حمل و نقل مواد محترقه که به منجر به ایجاد حادثه و مصدوم شدن دیگران می‌شود جایز نبوده و منفعت حاصل از آن نیز حرام است.

 

آیت‌الله العظمی بهجت (ره) :

 این کارها مشروعیت ندارد.

تعبیر قرآن تبعیت کورکورانه از گذشتگان، از پدران، مادران، آباء و اجداد است این هم از موضوعاتی است که قرآن روی آن زیاد تکیه کرده است و آن را منشأ لغزشهای بشر می داند و سخت انتقاد می کند. مثلا می گوید: آنها چنین می کویند:

«انا وجدنا آبائنا و جدنا آبائنا علی امه و انا علی آثارهم مقتدون»؛ اینها می گویند: ما پدران خودمان را بر یک طریقه‌ای یافته‌ایم و ما هم همان طریقه پدران خودمان را می گیریم و می رویم ، و به تعبیر امروز سنت گرائی.

 

آیت‌الله العظمی سیستانی:

 اموری که به جامعه ضرر می‌زند و موجب ایذاء مردم است مانند استعمال ترقه و خرید و فروش آن جایز نیست.

 

آیت‌الله العظمی فاضل لنکرانی (ره) :

 در فرض مزبور که دارای خطرات جانی و مالی است و موجب اذیت و آزار دیگران است و مخالف مقررات و قانون و نظم جامعه است جایز نیست.

 

آیت‌الله العظمی میرزا جواد تبریزی(ره): هیچ یک از این امور، رجحان شرعی ندارد و تشویق مردم به این مورد تشویق به دنیا و غافل کردن از آخرت است و این که تصور می‌کنند این امور مردم را به حفظ وطن و عزت وا می‌دارد، تصوری باطل است. آنچه مردم را به عزت می‌رساند و به حفظ وطن وا می‌دارد ایمان است و بس.

 

آیت‌الله علوی‌ گرگانی: چهار شنبه سوری یکی از سنت‌های غلط است که از لحاظ عقلی و شرعی هیچگونه جایگاهی ندارد و از رسوم جاهلیت است و لذا لازم است که مؤمنین از برپایی اینگونه برنامه‌ها اجتناب کنند. مخصوصاً اگر مشتمل بر محرمات باشد و در صورتی که موجب وحشت مردم و زیان و ضرر شود، ضمانت هم دارد.

 

حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی: استفتاء جمعی از مردم در خصوص استفاده از مواد محترقه در ایام نوروز: چنانچه این مواد موجب آزار مردم باشد، حرمت آن شدیدتر است و مراسم چهار شنبه سوری از این قبیل است و چون استفاده از این مواد،از مصادیق لهو و اسراف است ،جایز نمی باشد.

وی همچنین در پاسخ به استفتائی در خصوص شرکت در مجالس صوفیان و مدعیان عرفان ، بیان داشته است که افکار آنها انحرافی است و شرکت در مجالس آنان حرام و ترویج باطل است.

 

نظر علما و دانشمندان درباره حرمت پرداختن به خرافات:

 

آیت الله سبحانی در گفتگو با خبرگزاری مهر

:

آیت‌الله جعفر سبحانی در مورد چهار شنبه سوری می‌گوید: قرآن مجید می‌فرماید یکی از اهداف بعثت پیامبر این است که غل و زنجیری که بر افکار مردم بسته شده بود را باز کند.

مراد از غل و زنجیر آداب و رسوم جاهلی است که هیچ اثری در اخلاقیات و زندگی انسان ندارد. از این رو پیامبر اسلام تمام رسوم جاهلیت که به ضرر انسان بود را لغو کرد. چهار شنبه سوری به نحوی که در ایران رسم شده جهل است و ضررهای آن برای همه مشهود است.متاسفانه به خاطر همین رسوم غلط، جوانان زیادی زخمی و کشته می‌شوند و پدران و مادران آنها در سوگ آنها می‌نشینند.

آیت‌الله سبحانی با بیان اینکه عقل و شرع به هیچ وجه این آداب غلط را نمی‌پسندد تصریح کرد: همه انبیا و اولیای الهی آمدند تا با خرافات مبارزه کنند و چهار شنبه سوری هم نوعی خرافه است. باید از اصالتهایی که موجب پیشرفت ملت ما می‌شود محافظت کرد.

آیت‌الله سبحانی با اشاره به برخی اعمالی که در چهار شنبه سوری انجام می‌شود تصریح کرد: پریدن روی آتش و گفتن برخی جملات و... به هیچ وجه درست نیست.

ایشان از همه مردم خواست که در روز چهار شنبه آخر سال مراقب اعمالشان باشند و دچار مسائل خلاف شرع و عقل نشوند.6

عاشورائیان و صاحب الزمانیان ! شما که همیشه و در فرصت هائی مثل تقارن عاشورا و نوروز هویت اسلامی خود را به نمایش گذارده و نشان داده اید آنچه پیش شما اصل است و همه هدفها و حرکتها و افتخارات و برنامه ها و شعارها باید به سوی آن و برای آن و بر گرفته از آن باشد ، اسلام و ولایت اهل بیت علیهم السلام است روی سخن و عرائضم با شما است با آن عده ای که در عوالم معلومی سیر می کنند و می خواهند با کارهائی مثل پریدن از روی آتش ، سنت های مرده را زنده کنند حرفی نداریم ، «ذرهم یأکلوا و یتمتعوا و یلههم الامل فسوف یعلمون».

استاد شهید مطهری

قرآن منشأهایی برای فکرهای بی ریشه که آنها را به درختان بی ریشه تشبیه می کند ذکر می کند. یکی از آنها تقلید است. البته قرآن با کلمه تقلید مطلب را بیان نکرده است با تعبیر دیگر بیان بیان کرده است.

تعبیر قرآن تبعیت کورکورانه از گذشتگان، از پدران، مادران، آباء و اجداد است. این هم از موضوعاتی است که قرآن روی آن زیاد تکیه کرده است و